X
تبلیغات
رایتل
دختر شیر و خورشید
دختر شیر و خورشید

آری آری زندگی زیباست/زندگی آتشگهی دیرینه پابرجاست/گر بیفروزیش رقص شعله اش در هر کران پیداست


*

 

 

دنیای دخترونه این شکلیه :

وقتی یه حس خوب و جدید رو تجربه می کنی  

انگار دلت می خواد لذت اون شیرینی رو با همه وجود داد بزنی برای یکی

دوست داری راجع بهش با یکی حرف بزنی و تعریفش کنی 

تا دوباره با گفتنش طعم خوب اون حس رو زیر دندونت مزه مزه کنی  

تا یجورایی review بشه برات همه چیز 

بخصوص اگر پای ثابت شنیدن حرفها و حسهای بقیه باشی 

 

اونوقت خیلی سخت میشه اگر وقتی که برای اولین بار تا این حد پر شور و پر احساسی 

هیچکس نباشه که هیجانت رو باهاش تقسیم کنی  

هیچکدوم از دور و بریات 

حتی دوستهای صمیمیت 

آدم مناسبی برای شنیدن تجربه شیرین جدیدت نباشن 

انگار اینجور وقتا همه احساساتت خفه میشن 

گیر می کنن تو درون خودت 

اونوقت بیتاب و بی قرار میشی 

کلافه ای همش 

انگار یه چیزی هی درونت خودش رو به این در و اون در میزنه 

بقول فروغ 

آن منِ دیوانه عاصی 

در درونم های هو می کرد 

مشت بر دیوارها می کوفت

روزنی را جستجو می کرد

 

الآن تو این حس خفگی گیر کردم 

برای همینه که باز پر بغضم ...

شنبه 1 اسفند‌ماه سال 1388 نویسنده *pegi |

*

 کلاسهای خود را چگونه پیچاندید؟؟

 

 

 

 سلام  

خوبید؟

 

دیروز توی کالج food festival بود 

جای همتون خالی 

(بخصوص شما ماهی خانم )

ما به نمایندگی از ایرانیای کالج یه غرفه گرفته بودیم و غذای ایرانی درست کردیم بردیم 

غذاهامون چلوکباب بختیاری، مرغ شکم پر، ته چین، لوبیا پلو، سالاد الویه، کوکو سبزی، کوکو سیب زمینی و میرزاقاسمی بود 

آماده کردن کل مقدماتش 3 روز وقت برد 

بعد این 3 روز یعنی از 11-10 صبح تا 1-12 شب!! 

بعد تازه بازم آخرش کلی هُل هُلی شد 

 

بی اغراق غذاهای ایرانی از همه بیشتر خواهان داشت 

چون اولین گروهی بودیم که با فاصله زمانی خیلی زیادی غذاهامون تمام شد 

یعنی تا ما جمع کردیم کل وسایل رو و آمدیم خونه فقط یه گروه دیگه بود که غذا تمام کرد 

 

نمی دونم باور می کنید یا نه 

اما آخرش من و جناب دوست گرسنه و ناهار نخورده برگشتیم خونه 

تازه وقتی آمدیم خونه و یه استراحتی کردیم یادمون افتاد که نه تنها از غذاهای خودمون هیــــــــــــــچی نخوردیم 

بلکه حتی نرفتیم غذاهای بقیه رو تست کنیم 

تا اینکه 10 شب بالاخره تونستیم یه غذایی برای خوردن پیدا کنیم که نمیریم از گرسنگی 

 

تو اون گیر و دار کشیدن و فروختن غذا بودیم 

یهو یکی از همسایه های من که عربه آمده به جناب دوست میگه 

give me discount, I'm your neighborhood 

 !!!!!! 

این جناب neighborhood در neighbor ما زندگی می کنه! 

کلاً این عربها بدتر از ایرانیها زبانشون داغووونه 

خرده خانم با یه پسر عربه دوست شده 

میگه پگی بخدا من اگر با یه درخت درد دل کنم بیشتر حالیش میشه تا این 

میگه هربار که می خواد با من بیاد بیرون با خودش دیکشنری میاره 

بعد من حرف که می زنم 

اولاً باید هی هر جمله رو 3-2 بار تکرار کنم 

بعدم هی وسطش ازم کلمه هایی که بلد نیست رو می پرسه و تو دیکشنری دنبالشون می گرده 

بعد تازه آخرش میگه ببین کلمه به کلمه اش رو فهمیدم چی گفتی 

اما منظورت رو نفهمیدم 

 

 

حالا که بحث زبان و غذا شد بذارید اینم بگم 

اینجا یه  رستوران ایرانی هست به اسم آیدا 

مدیرش ایرانیه 

اما کارکناش همه هندی 

بعد غذاهاش هم فارسی با منوی فارسی 

بعد وقتی می خوای بری چیزی سفارش بدی خیلی باحاله 

یه نمونه اش رو ببینید 

(معمولاً ما برای کباب کوبیده میریم اونجا)

pleaze 2 KUBIDE with NAAN with 2MAST MUSIR and 2DOUGH 

!! 

هروقت اونجا غذا سفارش می دیم یاد اون بنده خدایی میفتم که توی کشور خارج رفت رستوران ایرانی بعد with carpet rice with fish سفارش داد 

 

 

همین دیگه 

خوش باشید

جمعه 30 بهمن‌ماه سال 1388 نویسنده *pegi |

*

 التماسِ آلوجات!

 

 

 

 

ذخیره ترشیجاتم تمام شد 

منظورم ترشی لیته و ترشی انبه و ترشی لیمو نیست  

(که البته اونها هم تمام شده)

منظورم آلو و آلبالو خشکه 

آلبالوها رو که طی یک اقدام ضربتی طی 2 روز ترتیبشون رو دادم 

فکر می کردم بابا برام از ایران میارن 

هول شدم 

هرچی تو 8 ماه مراعات کردم 

تو 2 روز دخلش آمد 

وااااااااااااااااااااای 

نمی دونید بعدش چقدر خنده بود 

یعنی هم خنده هم تعجب 

که آخه مگر میشه؟؟ 

مگر یه آدم چقدر توانایی ... داره؟؟ 

خلاصه که کلی صفا کردم با آلبالوها  

آلوها رو هم عین نقل و نبات هی هروقت حوصله ام سر میرفت می خوردم 

بعد نه که یکی دوتا 

یهو 40-30 تا آلو رو در عرض 5 دقیقه تمام می کنم 

و خب بذارید نگم بعدش چی میشه و چه اتفاقات دردناک و آدم سبک کنی میفته!! 

البته لواشک و قره قوروت هست هنوز به میزان کافی 

اما این کاره هاش خوب می دونن که کلاً case آلو و آلوچه و آلبالو خشکه با لواشک و قره قوروت متفاوته 

پس چی شد؟؟ 

نیازمند یاری سبزتان هستیم 

هرکی می خواسته کادوی ولنتاین بفرسته اما نمی دونسته چی بفرسته بهتره، بی زحمت مقادیر زیادی آلو و آلبالو خشکه مرحمت بفرماید 

با تشکر  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

امسال بهترین ولنتاینم رو داشتم 

ممنون نازنین...

دوشنبه 26 بهمن‌ماه سال 1388 نویسنده *pegi |

*

 

 

میگن: 

  

Love is not made only for lovers 

It's also made for the people who love each other more than lovers  

پس ولنتاین هرکدومتون که کسی رو برای دوست داشتن دارید شاد و خجسته باد  

 

یکشنبه 25 بهمن‌ماه سال 1388 نویسنده *pegi |

*

 اگه جام شوکرانی... 

 

 [حذف شد]

 

دیروز و دیشب با این زار زدم 

امروز با این کلی رقصیدم 

 

طعم این روزام مثل O.R.S شده 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اگه جام شوکرانی 

تو عزیزی مثل آب...

دوشنبه 19 بهمن‌ماه سال 1388 نویسنده *pegi |

*

مرا چه می شود؟؟؟!! 

 

 

یه مدتی یجوری شدم 

حجب و حیام پاک به باد رفته!!!  

 

چند روز پیشا با سین رفته بودیم یه نمایشگاه نقاشی خیابونی 

اون هی میرفت سراغ تابلوهای رئال که بنظر من خیلی بیمزه بودن 

بعد من هی می گشتم دنبال تابلوهای بین.اموسی مثل تصویر ب.رهنه زن/مرد 

یعنی همه تابلوهای با این موضوع رو پیدا کردم و همه رو هم کلی ایستادم تماشا کردم و لذت بردم  

کلی هم ذوق می کردم براشون

سین هی می کشید منو که بیا بریم آبرومونو بردی. الآن اینا نمیگن این دختره مورد داره هی می ایسته این تابلوها رو نگاه می کنه؟؟  

می گفتم خب اونی که کشیده و آورده اینجا گذاشته وسط خیابون می خواسته من و تو بیایم کارش رو تماشا کنیم دیگه 

اما سین هی می گفت نه زشته نباید بایستیم پای اینجور کارا

دوستِ جناب دوست هم (که از ایران آمده بود و مهمان بود اینجا) می گفت من حتی تو خلوت خودم پشت در بسته هم روم نمیشه همچین چیزی بکشم  

!!!!! 

اما باور کنید من به معنای واقعی کلمه از زیبایی و معصومیتی که توی این کارها بود لذت می بردم و هیچ حس خاصی هم بهم دست نمیداد 

بعد تازه راجع به جزء به جزئش هم نظر می دادم 

مثلاً می گفتم سین ببین چقدر مدل نشستن دختره قشنگه !!

این پسره چه فیگور خوبی داره!!

ببین چه س.ینه هاش رو خوش فرم کشیده!!

اما سین اصلاً نَوَفَهمه  

بعد حالا این که خوبه 

الآن بنظرتون Ringtone موبایلم چی باشه خوبه؟؟ 

میگم خودم 

اینه 

 بعد یه خالی هم می کنم باهاش

من عاشق ریتم آهنگشم 

بعد کلاً هم از ترانه های لیلی آلن خیلی خوشم میاد 

ایضاً از چیزایی که می خونه 

 

خلاصه که دارم از دست میرم 

 

اما حالا بی شوخی 

از وقتی آمدم اینجا یکم دیدم نسبت به اینجور مسائل عوض شده 

همیشه اینقدر اینجور چیزا برامون تابو و ممنوع بوده که همیشه از زیبایی نهفته در درونشون هم محروم بودیم 

دلم می خواد از هر اونچه زیباست تا جایی که میشه لذت ببرم 

نظر شما چیه؟؟؟ 

چهارشنبه 14 بهمن‌ماه سال 1388 نویسنده *pegi |

*

نازکش داری؟؟؟

قبلاً گفته بودم 

صمیمیت که زیاد بشه 

توقع میره بالا 

اگر ذاتاً لـــــــــــــــــــوس هم باشی 

که دیگه هیچی 

حالا فقط شانس بیاری طرفت ناز کشیدن بلد باشه

دوشنبه 12 بهمن‌ماه سال 1388 نویسنده *pegi |

*

 میشه نیشم رو ببندم؟؟؟

 

 

یعنی متنفرم از اینکه چند ساعت با یه نفر باشم بعد عین چند ساعت نیشم مجبوری تا تــَــــــه باز باشه 

چرا بعضیا فکر می کنن هرچیزی رو باید تعریف کنن 

و دیگران هم باید به همه مزخرفاتشون بخندن هی؟؟ 

جمعه 9 بهمن‌ماه سال 1388 نویسنده *pegi |

*

گریه نمی کنم؟؟!!! 

  

گریه نمی کنم نه اینکه سنگم 

گریه غرورمو بهم می زنه 

مرد برای هضم دلتنگیهاش 

گریه نمی کنه، قدم می زنه 

 

می دونی چیه؟؟ 

من از همینجا رسماً نامردی خودم رو اعلام می کنم 

من بلد نیستم گریه نکردن رو 

بخصوص وقتی دلتنگم 

بخصوص وقتی دلتنگ توام 

گریه که هیچ، اصلاً زار می زنم 

 

اگه یکی باشه منو بفهمه 

واسش غرورمو بهم می زنم 

گریه که سهله، زیر چتر شونه اش 

تا آخر دنیا قدم می زنم 

 

دلم برای قدم زدن شونه به شونه ات تنگ شده 

خیلی 

 

 

  گریه-احسان خواجه امیری

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حواست هست که همۀ دو ماه گذشته به دلتنگیه من برای تو گذشت؟؟؟؟

سه‌شنبه 6 بهمن‌ماه سال 1388 نویسنده *pegi |

بنگلورنامه
من و روزانه هایم
برای تو نوشتم
روزهای خط خطی
بازی بازی، منم بازی
نوستالمرگی
تو را من چشم در راهم...

RSS 2.0
شمار بازدیدکنندگان : 100339

مرجع کد موزیک